|
|
سلام به تمام دوستانه گلم . امیدوارم حال همگیتون خوبه خوبه باشه ،
بچها من دوباره اومدم ، دلم برای همتون تنگ شده بود. خوب دیگه امیدوارم منو درک کنید . مشکلاتی که برام پیش اومده بود.الانم امتحاناتم تموم شده در تعطیلات به سر میبرم . و مهم تر از همه کم کم داریم به ماه مبارکه رمضان نزدیک میشیم ، دوست داشتم حداقل این ماه رمضونی کنار خانواده ام میبودم . خوب دیگه نمیشه :) ولی برای داداشی کچیکتون دعا کنید که کارش درست بشه امسال ماه محرم بیام ایران . اگه این درسو مشق بذاره. داشت اصل کاریه یادم می رفت . بچها من یه وبلاک جدید درست کردم خوشحال میشم سری بهم بزنین . دوستانی که مایل میدونن منو لینک کنن !!! http//www.Tanha-in-Ghorbat.blogfa.com کوچیک شما اصغر فای فای
با عرض سلام به تمام دوستان عزیزم امیدوارم که حال همتون خوب باشه . و همچنین ساله ۸۹ را به همتون تبریک میگم .راستش نمیدونم از کجا شروع کنم؟ الان که دارم واستون مینویسم دلم پر از بغض و چشمام پر از اشک شده ؟ تو همین خط من بیشتر از ۱۰ دقیقه مکث کردم نمیتونم باور کونم که من ............. ` اونم تو این دیار غربت . خوب اینو از زبان پدرم میگم ؟ خوشا آمدی به مزارم ، نموده ای یادم ، بخوان سوره اللحمد ، تا کنی شادم بچها برای شادی روح پدرم یه فاتحه بفرستین. اصلا نمیتونم باور کنم که این اتفاق برای من رخ داده؟ آخه چرا خدا؟ من که با کلی آرزو تو دلم تو این دیار غربت داشتم، دوست داشتم اگه یه روزی بر می گشتم ایران همه اعضای خانوادهام سالم باشن ، ا غم غریبی غربت و تنهائی کم بود که این درد رو هم به من اضافه کردی، و یه خواهشی دارم از طرف بردار کچیکتون ، قدر پدر و مادرتون رو بدونید ،هیچ موقع تنهاشون نذارین. یه خواهشه دیگه اینکه خوبی و بدی اگر از دست این بردار کچیکتنو سر زده شماها ببخشین. خوب بچها دیگه فکر نمیکنم بیام، یعنی اینکه دیگه اون حس و حال و عشق و علاقه نمونده مثل قدیما. شاید شما هم جای من بودید این احساس رو داشتین ،ولی خوب به هر حال امیدوارم که منو درک کنید، و بخاطر این از تمام دوستان عزیز و مهربونم که تا اینجا منو همراهی کردن از همتون ممنون و سپاسگزارم. ارادتمند پسری تنها در دیار غربت. باز آمدم بپرسش حال تو اي اميد اي پدري كه هر نفسم گفتگوي تست باز آمدم كه بوسه زنم برمزار تو اي پدري كه هر نفسم گفتگوي تست *** باز آمدم كه شكوه كنم از غم فراق وز بانگ ناله، روح ترا با خبر كنم پدر! غم تو همنفسم شد بجاي تو با اين غم بزرگ ، چه خاكي بسر كنم؟ *** جان پسر فداي تو، اي پدر عزيز كي داني از فراق ، چها بر پسر گذشت؟ هر لحظه اي كه در غم مرگت ز ره رسيده با سوز آه آمد و با چشم تر گذشت *** غمخانه است سينه ي من در فراق تو آنكس كه هست از غم من باخبر، خداست آگه نبودم از غم بي پدری، ولي ـــ مرگت پيام داد كه: بي پدری بلاست *** وقتي ز دست ما و نماند از براي ما غير از غمي ، شكسته ودلي، جان خسته اي تو مرغ جاودان بهشتي شدي ولي ـــ داند خدا كه پشت پسر را شكسته اي *** پدر! بخواب خوش ، كه زيادم نميروي جانم فداي تو ، منزل مباركت پدر بخواب ، كعبه ي من خاك كوي تست قربان خاك كوي تو ، منزل مباركت
شیشه پنجره را باران شست از دل تنگ من اما چه کسی نقش تورا خواهد شست
سلام وووووووووووووووووو صد سلام به تمام دوستان عزیزم. امید ورام که حال همتون خوب باشه . راستش نمیدونم از کجا شروع کنم ؟ خوب امروز صبح وقتی بیرون بودم خیابانها پر از ترافیک و شلوغی مردم بود! همه تو شهر بودن و واسه همدیگر کادو میخریدن!!! وقتی بر گشتم خونه به تقویم نگاه کردم دیدم که امروز ۱۴ فوریه هست. نشستم یه گوشه اتاقم و زار زار گریه کردم. می دونی یاد چی افتادم بچه ها یاد ۴ سال پیشی که تو ایران بودم در چنین روزی بود که من از کنار خانوادهام و بهترین کس زندگیم جدا شدم ؟ خوب بچها امروز اومدم که یه متن بذارم و برم . داشت اصل کاریه یادم میرفت حدس بزنید ۱۸ فوریه چه روزی هست. هر کی بتونه جواب بده یه جایزه پیش من داره؟ جایزهم یه شکلات............!
خوب بچهها خودم میگم ؟ سال روز تولد من هست یعنی ۴ روز دیگه. شاید دیگه بچها نتونم بیام سر بزنم به وبتون. به دلیل اینکه امتحاناتم داره شروع میشه . خوب دیگه خیلی حرف زدم من ای دريا قلبم را با تمام تنهايی بتو خواهم بخشيد قلب معصومم را که به تنهايی يک ستاره است قلبم را به دريا خواهم داد و به دريا خواهم گقت:که با من مهربان باشد به دريا خواهم گقت:من دلم غمگين است و به اندازه يک دنيا: خستگی را ميشناسم من قلب معصومم را به دريا خواهم بخشيد تا به همراهی ماهيها: به تنهايی خود فکر کنم ای دريا قلبم را بتو می بخشم تا بيانديشم:به صداقت ماهيها
از اینکه تنها نشسته ام افسوس می خورم حق من
التماست نمی کنم
هرگز گمان نکن که این واژه را در وادی آوازهای من خواهی شنید تنها می نویسم بیا
بیا و لحظه یی کنار فانوس نفس های من آرام بگیر نگاه کن! ساعت از سکوت ترانه هم گذشته است اگرنگاه گمانم به راه آمدنت نبود، ساعتی پیش، این انتظار شبانه را به خلوت ناب خواب های تو می سپردم
به چراغ همین کوچه ی کوتاه مان قسم
بارش قطره یی از ابر بارانی نگاهم کافی ست
تا از تنگه ی تولد ترانه طلوع کنی
اما
تو را به جان نفس های نرم کبوتران حرم نشین
بیا و امشب را بی واسطه ی سکسکه های گریه کنارم باش
مگر چه می شود، یکبار بی پوشش پرده ی باران تماشایت کنم ؟
مگر چه می شود ؟
![]() بیشتر از ان چه تصور كنی خیانت دیده ام بیشتر از ان كه باور كنی قلبم را شكسته اند اما تو نه خیانت كرده ای و نه قلبم را شكسته ای تو جگرم را اتش زدی زبانم می گوید به امید روزی كه
روزگارت سیاه تر از پر كلاغ تیره تر از دروغ و غمگین تر از غم روز جدایی باشد اما دلم می
گوید به امید روزی كه آشیانت بالاتر از آشیان عقاب چشم انداز نگاهت
سلام به تمام دوستان عزیزم .
واقعا از همتون معذرت میخوام. که نتونستم به وبلاکتون سر بزنم . آخه رفته بودم سفر اینجا هم که کریس مس بود . جاتون خالی رفته بودم سوئد . خوب به هرحال اومدم یه چند تا شعر بذارم و برم . و همچنین ساله ۲۰۱۰ رو به همه تبریک میگم . ![]()
زمانی می انديشم که تو را دوست دارم بچهها یادتون نره از نظراتون بترکنید
ســـلام مــن بــه مـحـرم، مـحـرم گــــل زهــرا بـه لطـمه هـای ملائـک بـه مــاتـم گــل زهـرا
سلام من بـه محـرم بـه غصـه و غــم مـهـدی به چشم کاسه ی خون وبه شال ماتم مـهـدی
سـلام من بــه مـحـرم بـه کـربـلا و جـلالــش به لحظه های پـرازحزن غرق درد و ملامش
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه حـال خستـه زیـنـب بـه بــی نـهــایــت داغ دل شـکــستــه زیـنـب
سلام من به محرم به دست ومشک ابوالفضل بـه نـا امیـدی سقـا بـه سـوز اشـک ابوالفضل
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه قــد و قـا مـت اکـبـر بـه کـام خـشک اذان گـوی زیـر نـیزه و خنجر
سلام من به محرم به دسـت و بـا زوی قـاسم به شوق شهد شهادت حنـای گـیـسـوی قـاسم
سـلام مـن بـه مـحـرم بـه گـاهـواره ی اصـغـر به اشک خجلت شاه و گـلـوی پـاره ی اصـغـر
سـلام مـن بـه مـحـرم به اضـطـراب سـکـیـنـه بـه آن مـلـیـکـه، کـه رویش ندیده چشم مدینه
سلام من بـه محرم بـه زنگ مـحـمـل زیـنب بــه پـاره، پـاره تــن بــی سـر مـقـابـل زیـنـب
سلام من به محـرم به شـور و حـال عیـانـش سلام من به حسـیـن و به اشک سینه زنـانش
سلام ووووووووو صد سلام به دوستهای عزیز
خوب دوستان گلم نمیدونم از کجا شروع کنم. راستش هفته دیگه فکر میکنم ماه محرم شروع بشه؟ دیگه اینکه اینجا هم هفته دیگه یعنی ۲۵ دسامبر روز کریس مس این اروپاییها است.! ای کاش تو این ماه بزرگ کشورم بودم یا ایران .
خوب بچهها اومدم بگم که شاید دیگه تا بد از ساله نو اینا!!! و تا اربعین حسینی دیگه من نمی تونم بیام و اپ کنم.
و از همه دوستان پیشا پیش معذرت میخوام که نمیتونم به وبلاکشون سر بزنم. چه دنیای پر از دروغی ... خسته ام خیلی خسته امروز توی تنهاییم خیلی صدات زدم نمی دونم جوابم رو دادی و نشنیدم ... ؟ خیلی تنها شدم ... نمی دونم به چه گناهی دارم می سوزم فراموشی مگه قانون نیست پس چرا این قانون برای من رعایت نمیشه هر کسی بدی به من می کرد یادم میرفت اما یک مورد هنوز یادم نرفته ... اسمش عشق بود نمی دونم ... شاید همین بود تو ای هنگامه ی باران با من بمان....
سلام ووووو هزار تا حرف
دلمان خوش است که می نويسيم و ديگران می خوانند و عده ای می گويند آه چه زيبا و بعضی اشک می ريزند و بعضی می خندند دلمان خوش است به لذت های کوتاه به دروغ هايی که از راست بودن قشنگ ترند به اينکه کسی برايمان دل بسوزاند يا کسی عاشقمان شود با شاخه گلی دل می بنديم و با جمله ای دل می کنيم دلمان خوش می شود به برآوردن خواهشی و چشيدن لذتی و وقتی چيزی مطابق ميل ما نبود چقدر راحت لگد می زنيم و چه ساده می شکنيم . داستانی شیرین از عشق که اومرش از دریاها نیز بیشتر است There whil never be another love` another time She came into my life and made the living fine That anywhere i go` I am never lonely whit her along من هم اکنون هیچ جوابی ندارم اما همین قدر میتونم بگویم که ..؟ I know i will need her till the stars all burn away می دانم به او احتیاج دارم تا زمانی که ستارهها میدرخشند
دوباره گریم میگیره
سلام ووووووووو صد سلام به دوستهای عزیز
سلام بچها منو ببخشین که نبودام برای مدت طولانی. خوب دوستان عزیزم من دوباره اومدم و نمیدونم دیگه چی بگم. فقط امید وارم خوشتون بیاد . خوب................ به او بگویید دوستش دارم
یادگاری
سلام ووووووووو صد سلام به دوستهای عزیز سلام بچه ها میدونید من شاید تا مدت زیادی از پیشتون برم و شرمنده دوستانی که نمیتونم به و بلاکشون سر بزنم دیروز وقتی سر کلاس بودم معلم دو خط سیاه موازی روی تخته کشید!! خط اولی به دومی گفت ما میتوانیم زندگی خوبی داشته باشیم...!! دومی قلبش تپید و لرزان گفت:بهترین زندگی!!! در همان زمان معلم بلند فریاد زد:" دو خط موازی هیچ گاه به هم پیوند نمیخرد.
از سیاهی چرا حذر کردن شب پر از قطره های الماس است آنچه از شب بجای میماند عطر سکراور گل یاس است دانی از زندگی چه می خواهم من تو باشم ...تو..پای تا سر تو زندگی گر هزار باره بود بار دیگر تو ...بار دیگر تو آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست
![]()
من نشانی از تو ندارم
اما نشانی ام
را بر تو مینویسم
در عصرهای انتظار
به حوالی بی کسی قدم بگذار
خیابان غربت را پیدا کن
و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو
کلبه غریبیام را پیدا کن
کنار بید مجنون خزان زده
و کنار مرداب آرزوهای رنگی ام!
در کلبه را باز کن
و به سراغ بغض خیس پنجره برو
حریر غمش را کنار بزن
مرا خواهی دید با بغض کویری
که غرق عصاره های انتظار
پشت دیوار دردهایم ایستاده ام (*
سلام ووووووووووووووو هزار تا حرف خوب دوستانه عزیزم من دوباره اومدم بعد از مدت زیادی که نبودم نمیدونم که چی بگم میخوام یه چند تا شعر بزارمو برم خوب.....................
ای دل من چرا صدات در نمیآید
این همه آزارت میدن چرا صدات در نمیآید
هر کی از راه میرسه یه زخمی میزانه چرا صدات در نمیآید
آرام بگیر دل بیطاقت
دیوانم نکن دل بیطاقت
فراموشم کن دل بیطاقت
نفرین نمیکنم تو را هر جا میخواهی بری برو
نگو قسمت نبوده خودت نخواستی برو هر میخواهی تو برو
دیگه دل تو رو نمیخواد
این عشق تو مرده
این دلم تو رو نمیخواد
ای دل من دیگه بسه،از عاشقی خسته شدم
نمیخواهم که عاشق باشی دیگه بسه دیگه بسه
توی این روزا دوره زمونه دیگه هیچ کس عاشق نمیمونه
تو عاشق شودی دل میسوزی تو میسوزی
چند بار سوختی دیگه بسه دیگه بسه
سلام ووووووووو صد سلام به دوستهای عزیز سلام بچه ها میدونید من بعد از مدت زیادی آپ کردم و شرمنده دوستانی که نتونستم به وبلاگشون سر بذنم چقدر دوست داشتم یك نفر از من می پرسید چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟ چرا لبخندهایت آنقدر تلخ و بیرنگ است؟ اما افسوس كه هیچ كس نبود ................. همیشه من بودم و من و تنهایی پر از خاطره ... آری با تو هستم! با تویی كه از كنارم گذشتی و حتی یك بار هم نپرسیدی چرا چشمهایم همیشه بارانی است نفرین به عشق به عاشقی
نفرین به بخت و سرنوشت
به اون نگاه که عشقتو
تو سرنوشت من نوشت
نفرین به من نفرین به تو
نفرین به عشق من و تو
به ساده بودن منو
به اون دل سیاه تو
امیدوارم شما منو درک کنید.
به امید روزهی خوب وشاد
امید وارم اونی که دوستش داری هیچوقت شما را تنها نزاره
وقتی دل تنها کالائیست که خدا شکسته آن را میخرد
پس چرا من به دست کسی که دلم را شکسته بوسه نزنم . . . ؟ چگونه فراموشت کنم تو را که مرا از خرابه هاي هرزگي به قصر سفيد آرامش هدايتم کردي آهو بره اي شدي که دوستي گرگ را پذيرفتي و برايش شانه هايت را ارزاني کردي..................
وقتي...................................................... از مادر متولد شدم صدايي در گوشم طنين انداخت که بعد از اين با تو خواهم بود به او گفتم تو کيستي؟ گفت :غم! فکر کردم غم عروسکي خواهد بود که من بعدها با اون بازي خواهم کرد ولي بعدها فهميدم!! که من عروسکي هستم در دستان غم یاران به خدا که بی وفایی مکنید با عاشق دلخسته جدایی مکنید یا آن که وفا می کنید تا آخر یا آنکه از اول آشنایی نکنید
من بی پناهم تو بی گناهی دل به تو دادم چه اشتباهی از تو کشیدم شکل کبوتر نقاشی ام رو بگذار و بگذر تو این نبودی من بد کشیدم آخه دلت رو هرگز ندیدم تو بی گناهی من بی پناهم ایمن بمانی از اشک و آهم اگه تو حتی تو دست سردم ستایش کنم حتی تو خوابم اگه تو حتی خاطره باشی بازم قشنگه مال من باشی هر جا که رفتی هر جا که باشی خدانگهدار خدانگهدار اگه خوندی و خوشت اومد ولی نظر ندادی خیلی کم لطفی کردی.... نظر شما نشانه حضور شما باعث دلگرمی است! و میدونم من دوستهای خیلی خوبی دارم ؟؟؟
نوروزتان پیروز و هر روزتان نوروز
بیارد بلبل و قمری بشارت که نوروز است و دنیا ی طراوت شکوفه کرده بادام و بنفشه شده دشت و دمن زیبا ز سبزه خروشد رود و جویبار بهاری بجوشد چشمه های نو بهاری........ من یه سطرم نه مریدم نه مرادم نه گناه شب هرز و شب تارم نه شرابم، نه شر و شور جوانی من نه بازیچه آن بلهوسانم من یه سطرم سطری از متن زمینم که به جوهر شدم آلوده دنیا به خرابات شدم شهره و در میکده مستانه وتنها من نچیدم ز هوس سیب، از باغ تمنّا من نیالوده ام این عرصه و این دامن صد چین شبانگاه من عروسم که به داماد طبیعت شده مدیون من خطایم! که به خطِّ لبِ آن عشوه هر جایی بی نام شدم واله وشیدا من گناهم؟ ! گُنهی از سر تقصیر دگرها!! ((اصغر...... نروژ))
خاطرات با معشوق بودن
سلام عشق من وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره. وقتی ناامید شدی به یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی. وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه. وقتی دلت خواست از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته. وقتی چشمات تهی از تصویرم شد به یاد بیار کسی رو که حتی توی عکسش بهت لبخند میزنه. وقتی به انگشتات نگاه کردی به یاد بیار کسی رو که دستاش در ارزوی دستاته. وقتی شونه هات خسته شد به یاد بیار کسی رو که هق هق گریه اش اونها رو می لرزوند. وقتی که دلت گرفته شد به یاد بیار کسی رو که قلبش مملو ازعشق پاک تو است. ای سراپا همه خوبی تک و تنها به تو می اندیشم می دونی معبد و بتکده من میان ابروان قشنگ توست. ارزوی من دیدار روی تو و نهایت امید من به دست اوردن توست ![]() ![]() ![]() ![]() ((اصغر..... نروژ))![]() ![]() ![]() ![]()
من,منم. نام: آواره
شهرت: سرگردان ! مسافرم در غربت . نام پدر: سلطان رنج . نام مادر: فرشته غم . محل کار:شرکت نا امیدان به زندگی! آدرس: شهر تنهایی خیابان مهروصفا کوچه ی صفا قلعه سرورعشق پلاک انتظار؟ جرم:عاشق شدن؟ عاشق زندگی ای بی دردسر.بی دغدغه. اما مگر می گزارند؟اجازه می دهند؟ وای بر شما که زندگیم را........! این وب لاگ حرف دلم است.امیدوارم لذت ببرید. نظر هم یاد تان نرود . بدرود.......!
|